چگونه آسوده می‌خوابی مهندس؟!!

سید عبدالحسین مختاباد آهنگساز و خواننده موسیقی سنتی ایرانی و عضو چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران، با انتشار مطلبی در صفحه اینستاگرام خود نسبت به زلزله غرب کشور و تخریب ساختمان‌های مسکن مهر واکنش نشان داد. دو شب از زلزله گذشته است و بسیار درباره این مصیبت نوشته‌اند ولی در این مورد ترجیح دادم

ادامه

نوشته نیویورک تایمز در مورد قطعه شهر خاموش به آهنگسازی کیهان کلهر

یادداشت نیویورک تایمز در ارتباط با پنج موردی که موسیقی‌ کلاسیک و سیاست با هم ارتباط پیدا میکنند. در این مقاله از قطعه شهر خاموش که برای قربانیان حلبچه نوشته و توسط گروه جاده ابریشم اجرا شده به عنوان یکی‌ از پنج قطعه مهم موسیقی‌ کلاسیک که فضای سیاسی اجتماعی دارند یاد شده است. The symphony

ادامه

یادداشت میرعلیرضا میرعلینقی در حاشیه کنسرت گروه دلنوازان هنر

این یادداشت ناچیز به مناسبت کنسرت ۱۴ تیرماه تقدیم می‌شود به استاد علم و اخلاق، آقای مجتبی بابایی که تنش به نازطبیبان نیازمند مباد. زمستان سال گذشته نیز کنسرتی به همین سبک و سیاق را در سالن رودکی، با اجرای ارکستر گل‌های نوین (به سرپرستی آقای رامبد لطیفی و رهبری آقای رضا مریوند) دیدیم و

ادامه

یادداشت شمس لنگرودی درباره کنسرت کیهان کلهر

​مدتها بود کنسرتی سنتی چنین پرشور و چنین متنوع و زنده و بیدارکننده ندیده بودم، آواهای همه شان بویژه جناب کلهر به قول لورکا از نک پا موج می زد، به قلب می رسید و از سر انگشت شان می تراوید، ملت اندوه زده و گرفتار ما به چنین شور برانگیزاننده یی محتاج است، درود

ادامه

یادداشتی از محسن شریفیان؛ پس از برگزاری کنسرت کیهان کلهر در بوشهر

​«حدود دویست سال پیش به‌گفته مستشرقان غربی، کمانچه در بوشهر مرسوم بوده است. از زمانی که نقاشی همنوازی کمانچه و نی‌انبان را در بوشهر دیدم(کتاب perse 1841 م) با کنجکاوی این ساز را دنبال می‌کردم و همیشه دنبال ارتباط این دو ساز بودم؛ حلقه مفقوده‌ای که به‌جز یک نقاشی هیچ نشانه‌ دیگری از آن وجود

ادامه

یادداشتی از نادر مشایخی / کلهر کمانچه است و کمانچه، کلهر

«کیهان کلهر» یک پدیده است؛ نه‌تنها در موسیقی ایران که در عالمِ موسیقی در کلِ گیتی. او به اندازه‌ای با سازش عجین شده که نمی‌توان گفت کلهر کمانچه می‌نوازد، این سازِ کلهر است، بلکه باید گفت: «این ساز، کلهر است».رنگ و ایده‌هایی که با سازش پیاده می‌کند، تنها مختصِ خود او است. یک نفر در

ادامه

یادداشت یغما گلرویی به مناسبت زادروز آندره آرزومانیان

​عادتمان بود در استودیو منتظرتان بمانیم. همیشه دیر می رسیدید اما هربار می آمدید و پشت پیانو می نشستید و می نواختید آن چنان شگفت زده مان می کردید که دقایق انتظار را از یاد می بردیم. گویی می دانستید عطش، آب را گواراتر می کند، دیگر چه برسد به شربت بهار نارنجی که از

ادامه

یادداشت یغما گلرویی درباره قیصر امین پور

شاعرتر از آن بودی که میدان به نامت کنند. ​خنده‌های غش‌غشت اولین چیزی‌ است که از تو به خاطر می‌آورم. برای من که از روزهای نوجوانی گارد داشتم به شاعران از حوزه درآمده و – به قولی – حکومتی، تو از جنمی دیگر بودی. مردی آزاده که تعصب نداشت و می‌شد درباره هرچیزی با او

ادامه