بررسی آلبوم مثل مجسمه از مهدی یراحی

رسانه نوا - نخستین بار صدایش را برروی تیتراژ شب شیشه‌ای شنیدم. آن زمان، با اینکه نامش را نمی‌دانستم، کار او جذبم کرد. منو رها کن نام قطعه‌ای بود که بعدها به نام آلبومش نیز ثبت شد. امروز اما مدت‌هاست که از آن سال‌ها می‌گذرد.


بررسی آلبوم مثل مجسمه از مهدی یراحی

رسانه نوا – نخستین بار صدایش را برروی تیتراژ شب شیشه‌ای شنیدم. آن زمان، با اینکه نامش را نمی‌دانستم، کار او جذبم کرد. منو رها کن نام قطعه‌ای بود که بعدها به نام آلبومش نیز ثبت شد. امروز اما مدت‌هاست که از آن سال‌ها می‌گذرد.

آلبوم «مثل مجسمه» سومین آلبوم رسمی مهدی یراحی منتشر شده است. آلبومی که سیر تکاملی این خواننده را به نمایش می‌گذارد. هرچند دومین آلبوم یراحی، «امپراطور» نتوانسته بود آن طور که باید، گوش مخاطبان را ارضا کند، «مثل مجسمه» را می‌توان نقطه عطفی بر آثار یراحی دانست. مجموعه‌ای که با کنار گذاشته شدن برخی از دست اندرکاران قدیمی و حضور هنرمندانی همچون امیرعلی بهادری و رستاک حلاج شکل گرفته است. مجموعه‌ای متشکل از آثاری در سبک‌های مختلف که شنونده را کمتر خسته می‌کند. مروری بر آثار یراحی نشان می‌دهد که او در خواندن آثار Slow چیره‌تر است و توانایی‌های بیشتری در این زمینه دارد، از همین روی «مثل مجمسه» برخلاف دو آلبوم پیشین که با موسیقی اکتیو آغاز می‌شد، به این سمت حرکت کرده است تا جایی که حتی نخستین قطعه آلبوم یک قطعه Slow و احساسی است و فضای آثار دیگر نیز دچار دگرگونی شده‌اند. تنظیم‌های پاپ/راک نه تنها گوشه دیگری از موسیقی یراحی را نمایش می‌دهد بلکه شنونده را به وجد می‌آورد. این عدم تکرار، بزرگ‌ترین موفقیت «مثل مجسمه» محسوب می‌شود.

اولین نکته در آلبوم که هر شنونده‌ای را درگیر خود می‌کند، ترانه‌های عمیق و مفهومی است، دقیقا نکته مهمی که در بسیاری از آلبوم‌های موسیقی پاپ توجه خاصی به آن نمی‌شود. حضور پررنگ امیرعلی بهادری به عنوان ترانه سرای ۳ قطعه اول آلبوم با ۳ سبک مختلف، رنگ خاصی به «مثل مجسمه» بخشیده است. اما نکته جالب کمرنگ شدن ترانه‌های روزبه بمانی در آلبوم «مثل مجسمه» است در حالی که در آلبوم‌های «منو رها کن» و «امپراطور» به ترتیب ۶ و ۷ ترانه از این ترانه‌سرا در خود جای داده بود. یراحی با نگاه جدیدی آلبوم مثل مجسمه را تولید کرده است و سعی کرده از تقلید و تکرار دور باشد. در واقع او تا حد بسیار زیادی در این راه موفق عمل کرده است. 

مهدی یراحی جزو صداهای خوب و دلنشین موسیقی پاپ است که متاسفانه کمتر به آن پرداخته شده است. حضور متفاوت او در قطعاتی چون «باید می‌شناختیم همو» یا «آخرین اسیر» بخش‌های دیگری از توانایی‌های او را در خوانندگی نشان می‌دهد که در آثار بعدی این خواننده نیز باید بیشتر بر آن تمرکز شود. 

ملودی‌های خوبی که در آلبوم جدید به کار رفته، نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. البته هیچ اثری بی عیب و نقص نیست، اما گاهی آن‌قدر نکات مثبت وجود دارد که نکات منفی محو خواهند شد. در بخش آهنگسازی افرادی چون امیرعلی بهادری و رستاک حلاج خوش درخشیده‌اند. در بخش تنظیم نیز حضور آرون حسینی، هومن نامداری و کوشان حداد باعث شده تا آلبوم دارای تنوع سبک بیشتری شود و مورد توجه سلایق بیشتری قرار گیرد. البته این بدین معنا نیست که سایر تنظیم کنندگان آلبوم، حرفی برای گفتن ندارند. 

به طور کلی «مثل مجسمه» آلبوم موفقی ارزیابی می‌شود. برخلاف عقیده‌ی بسیاری از منتقدین و شنوندگان سطحی، آلبوم جدید یراحی بهترین اثر او تا بدین لحظه است. آلبومی که در نوع خود خاص است و بدون شک یکی از بهترین آلبوم‌های سال ۱۳۹۴ است. 

فراموش نکنید که مهدی یراحی هنرمند توانایی است و برای آثار و شنوندگان خود اهمیت خاصی قائل است. یراحی برای موفقیت آلبوم «مثل مجسمه» ریسک بزرگی کرده و برای ادامه راهش احتیاح به ریسک‌های بزرگ‌تری دارد. حضور بعدی او در بازار موسیقی پاپ، باید با یک تغییر جدید همراه باشد تا او را در صدر جدول موسیقی پاپ نگاه دارد. مخاطبان موسیقی در ایران بی‌رحم هستند و خیلی راحت یک هنرمند محبوب و آثارش را کنار می‌گذارند. حال باید منتظر بود و دید که این هنرمند در آینده چگونه مهره‌های شطرنج را جا‌به‌جا خواهد کرد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امتیاز دهی

برای ثبت رای باید ابتدا وارد شوید.