بررسی آلبوم The Astonishing از گروه Dream Theater

رسانه نوا - اگرچه همواره سعی بر این بوده که آلبوم هر گروه موسیقی را بر اساس شایستگی های خود آلبوم نقد و بررسی کنیم اما بررسی و نقد سیزدهمین آلبوم استودیویی گروه آمریکایی پراگرسیو راک دریم تیتر (Dream Theater) به نام The Astonishing بدون در نظر گرفتن جایگاه این گروه در صنعت موسیقی کار اشتباهی است.


بررسی آلبوم The Astonishing از گروه Dream Theater

رسانه نوا – اگرچه همواره سعی بر این بوده که آلبوم هر گروه موسیقی را بر اساس شایستگی های خود آلبوم نقد و بررسی کنیم اما بررسی و نقد سیزدهمین آلبوم استودیویی گروه آمریکایی پراگرسیو راک دریم تیتر (Dream Theater) به نام The Astonishing بدون در نظر گرفتن جایگاه این گروه در صنعت موسیقی کار اشتباهی است.

در حالی که The Astonishing یکی از آلبوم هایی است که هواداران بی صبرانه منتظر آن بوده اند؛ این آلبوم از کارهای قبلی که Dream Theater در چند سال اخیر منتشر کرده، متفاوت تر است و از طرفی بازگشت به کارهای اولیه و میانی در حرفه خوانندگی این گروه است.

البته بررسی این تغییر سبک خود نیاز به درک یک تصویر بزرگ تر از مسیر حرکت حرفه ای گروه دارد. برای جدایی از یک چیزی شما نیاز دارید آن چیز را بشناسید. و بنابراین اولین چیزی که با شروع اولین قطعه واقعی (یعنی به غیر از اینترو) آلبوم The Astonishing مشخص می گردد این است که این یک آهنگ اپرای راک است. با شروع آهنگ دوم یک موضوع دیگر مشخص می گردد، معیار اصلی این آلبوم در دیسکوگرافی جامع گروه Dream Theater آلبوم ششم استودیویی Six Degrees of Inner Turbulence بوده است. 

اما آیا The Astonishing آلبوم خوبی است؟ این چیزی است که ما دنبال آن هستیم. جواب تنها در دو کلمه خلاصه می شود: بله و خیر. اگر بخواهیم بیشتر از این توضیح دهیم باید بگوئیم که The Astonishing  شامل تعدادی قطعه بسیار خوب است و احتمالاً جزو بهترین آثاری است که گروه بعد از آلبوم استودیویی هشتم متعادلOctavarium  تاکنون برای نوازش گوش های ما ارائه کرده است. با شنیدن این قطعات بی اختیار پی خواهید برد که چقدر این آلبوم پرانرژی است. در این لحظات یک نوع بی کیفیتی به طور متعادل با آن اشتیاق فراوان که از کارهای اولیه Dream Theater انتظار داریم و گروه همیشه به آن معروف بوده است را شاهد هستیم و همه چیز نسبتاً خوب پیش می رود.

گروه دریم تیتر همواره سعی کرده تا تاثیر گذار باشد. برای مثال در قطعه “Lord Nafaryus” خواننده اصلی گروه جیمز لابری نقش یک آدم تبهکار را با دقتی مثال زدنی بازی می کند و با صدای خود گام هایی را اجرا می کند که تا کنون هرگز از او شنیده نشده است. سازهای زهی با قطعه های پیانو محور عالی، به شکل زیبایی با هم درمی آمیزند و توسط صدای گیتار جان پتروچی برجسته تر می گردد. این پیوستگی شاید یکی از بهترین موارد از آلبوم Dream Theater است. وقتی آن ها با هم کار می کنند به جای اینکه خود را به رخ بکشند و دیگری را از صحنه خارج کنند بسیار عالی به گوش می رسند. اصلاح اندکی که پتروچی در اواخر آهنگ اجرا می کند بسیار موفقیت آمیز است و این اثر را تبدیل به یکی از بهترین آهنگ های آلبوم می کند. 

این آهنگ توسط دو آهنگ عالی دیگر از این صدای جدید ادامه پیدا می کند. قطعه “A Saviour in the Square” یک کار با ریشه های حماسی و قهرمانانه است که افزودن اندکی صداهای نویزی آن را مهیج تر ساخته است. جیمز لابری در اینجا به آشناترین زمینه های متعارف بازمی گردد و به همه ما یادآوری می کند که صرف نظر از سلیقه شخصی او یکی از عالی ترین خواننده های با دوام در صنعت موسیقی بوده است. زمان آن رسیده که یک نکته را یادآوری کنیم، با شروع “When Your Times Has Come” بدون شک احساساستان برانگیخته خواهد شد. این آهنگ بسیار پیش پا افتاده است. جردن رودس در آن ازجلوه های قدیمی سینتی سایزر با نیم نگاهی به کوین مور نوازنده کیبورد و عضو سابق گروه استفاده کرده که لابری به زیبایی هر چه تمام‏تر آن را اجرا می کند. آهنگ “Hollow Years” نیز یک آهنگ خیلی معمولی راک است ولی به گونه ای ناشناخته سعی دارد چیزی را درون شما تحت تاثیر قرار دهد و در این کار موفق هم می شود.

سرانجام به بزرگ ترین نقص آلبوم می رسیم. بیایید صادق باشیم، کدام گروه می تواند یک آلبوم شامل ۳۳ قطعه منتشر کند و آن تعادل عالی را بین گرایش احساسی و دستاورد تکنیکی به دست آورد؟ حتی گروه Dream Theater یکی از کهنه کارترین و اثرگذارترین گروه های موسیقی پراگرسیو راک نیز نتوانست این کار را انجام دهد. در آلبوم

 The Astonishing نیز تعدادی آهنگ بلااستفاده و زمان پرکن وجود دارد. آهنگ هایی که هیچ دلیلی برای وجود ندارند و فقط یک بخش نامفهوم و گنگ در داستان (نه چندان گیرای آلبوم ایفا می کنند و این کافی نیست. بخش های کلیشه ای گیتار در ترکیب با صدای بیش از حد شیرین جیمز لابری و شعرهای تکراری و کلیشه ای که نوازنده کیبورد جردن رودس از کیبورد خود درآورده نیز فقط زمان آلبوم را بالا برده است.

علاوه بر آن این آهنگ های زمان پرکن تکراری نیز وجود دارد. دلیلی نیست که آهنگ “Act of Faythe” که یکی از پیش پا افتاده ترین آهنگ هایی است که تاکنون توسط Dream Theater ساخته شده در آلبومی که آهنگ

 “The Answer” نیز در آن وجود دارد قرار داشته باشد. ظاهراً یک فضا و داستان مشابه در اینجا در حال بازگو و تکرار شدن است اما به اندازه کافی جالب نیست که قطعات را جلو ببریم. در این دو آهنگ فقط فضای داستان اندکی شیفت داده می شود تا کمی روشن تر یا تاریک تر شود و چیزی دیگری اتفاق نمی افتد.  

تمام این ایرادهای کوچک حتی به میزان بیشتری به سی دی دوم نیز انتقال پیدا می کند. برای مثال قطعه “A Life Left Behind” می توانست از آلبوم سال ۱۹۹۴ گروه به نام “Awake ” بیرون بیاید و آهنگ بعدی یعنی “Ravenskill” کاملاً بیهوده است زیرا اینتروی آن زمان زیادی را به خود اختصاص داده است و به همین دلیل پس از معرفی فضای اصلی مفهوم اصلی قادر به ارائه شدن نیست. از آنجائیکه جریان بین قطعات که یک استعاره معروف آلبوم های پراگرسیو است در این آلبوم به پشتیبانی ساختار “آهنگ پشت آهنگ” اپراهای راک کنار گذاشته است مفهوم سی دی دوم قابل  تشخیص نیست و نمی توان آن را به سی دی اول ارتباط داد.  

در این سی دی نیز آهنگ های زمان پرکن زیادی وجود دارند که هیچگونه فضاسازی ایجاد نمی کنند و روند دنبال کردن داستان را سخت تر می کنند. داستان به کلی گم شده و کم کم حتی آثار خوب نیز به نوعی مشابه این آهنگ های زمان پرکن به نظر می رسد. این موضوع اتفاقی نیست، حتی فوت و فن های خوبی که در این آلبوم استفاده شده مشابه فوت و فن هایی است که ما از این آلبوم و همچنین از کارهای گذشته در دیسکوگرافی Dream Theater شاهد آن بوده ایم. اگرچه سبک کلی آلبوم جدید است چرا که مثلاً استعاره هایی در آن به کار رفته که در کارهای قبلی گروه خیلی کمتر دیده شده است ولی توالی آثار در همان رویه آزموده شده و روش حقیقی است.

همیشه بهترین (یا شاید هم بدترین) قسمت برای بخش پایانی نقد در نظر گرفته می شود. طرفداران گروه احتمالاً تا الآن متوجه شده اند که ما به دو نفر از اعضای گروه تا این لحظه اشاره ای نکرده ایم. اولین نفر نوازنده گیتار باس گروه جان میانگ است که غیبت او ممکن است باعث تعجب کسی نشود، چه در بخش صدا و چه از لحاظ اینسترومنتال او جایی در این آلبوم ندارد. در آلبوم The Astonishing یا حداقل در نسخه ای که به دست روزنامه نگاران رسیده است و ما برمبنای آن نقد خود را ارائه می کنیم جان میانگ به طور ۱۰۰% غیبت دارد. در زمان میکس یا در زمان ضبط آلبوم بخش باس کاملاً توسط سازهای دیگر بلعیده شده و در محصول نهایی به چشم نمی خورد. 

در انتها فاحش ترین و غیرقابل توضیح ترین ایراد آلبوم مایک منجینی (Mike Mangini) است. سرتاسر آلبوم نوازنده درام، مایک منجینی علاقه و توجه زیادی به آنچه که در اطراف او در حال اتفاق است؛ ندارد. درامز نه تنها به روشی بی زرق و برق اجرا شده است بلکه به نظر می رسد نت های آن نیز با تلاش بسیار اندکی نوشته شده اند. همه می دانیم که منجینی یک جازیست با استعداد است؛ اما آن استعداد در این آلبوم دیده نمی شود. فقط بخش هایی برای سنج های بسیار نازک و طبل های بیهوده که در نهایت به هیچ چیز قابل توجهی منتهی نمی شود. به طور کلی در این آلبوم هیچ لحظه به یاد ماندنی وجود ندارد که از لحاظ درامز ارزش اشاره و توجه داشته باشد و با توجه به توانایی های منجینی این موضوع بسیار دلسرد کننده است. 

در آخر وقتی تمام این موارد را در کنار هم بگذارید با آلبوم ناامید کننده ای روبرو می شود. اگر این آلبوم بدی است می توانستیم آن را به بالا رفتن سن، تحلیل انرژی و در ارتباط نبودن با واقعیت ها بدانیم. اما تصور این موضوع غیرممکن است زیرا وقتی که آلبوم گروه خوب است، واقعاً خوب است. اگر گروه تعداد آثار را به ۱۰ آهنگ کاهش داده و قطعات بیهوده تکرای را حذف می کرد، در آن صورت این آلبوم ممکن بود بهترین آلبوم  Dream Theater شناخته شود. در عوض این آلبوم یک تلاش کودکانه با ژست بزرگ سالانه است که در نهایت با صورت به زمین می خورد و جلوی نور خورشید آرایش آن به هم می ریزد و تمام مشخصات آن ساختاری یکسان، بی روح و غیر قابل استنتاج به خود می گیرند.

منبع: Heavy Blog

نظرات 5

  1. محمد says:

    سلام بنده هم با نظرشما اصلا موافق نیستم و انتقاد کردن از گروه دریم تیتر یک منتقد درحد سواد موسیقیایی خودشون میخواد

  2. هادی says:

    من در برخی موارد با نویسنده این وبلاگ و نقدهای ایشان موافقم.اما منتقد محترم اصل تکیک پذیری در البوم ها رو به هیچ وجه رعایت نکرده.ما دقیقا با یک البوم concept سرو کار داریم.و بسیار واضح و پر معنا هست که گروه از گام های تکراری البته با تغییر در فواصل ریتمها استفاده میکنه.در واقع البوم (شگفت انگیز) موسیک را به خدمت خود در اورده تا با استفاده از ورسهایی تکراری که حتی در البوم های قبلی گروه نیز ان را میبینیم و حتی استفاده از یک ریف تکراری جزو اصلی ترین برنامه های گروه و بانی مستثنا بودن گروه نسبت به گروه های دیگه هست.این البوم به دلیل اینکه نقش موزیک در روند شکل گیری جوامع رو مورد ارزیابی قرار بده دست به این کار زده.زیرا در زمانی به سر میبریم که هر شخصی به راحتی با کم ترین هزینه اقدام به ضبط یک اهنگ میکنه و ارزش موسیقی رو پایین میاره.محور اصلی این داستان که امیخته با یک رابطه عاشقانه و همچنین تم هایی از جنس از خود گذشتگش-ایثار-جوانمردی و رفتارهای قبیح مقابل ان قرار دارد دقیقا پیام خود را از طریق موسیقی. ان هم به ساده ترین شکل منتقل میکند.به همین دلیل ما شاهد ریف های سنگین یا سولوهای حیرت اور در این البوم نیستیم.the Astonishing نبرد خیر و شر در اینده های دور است که انسان به دلیل مشغله های ذهنی و اشفتگی فکری که حتی نسبت به این موضوع در البوم رشته افکار ۲۰۰۳ به ان پرداخته شد میپردازد.زمانی که انسان ها دیگر حتی وقت این را ندارند که به موسیقی این هنر متمدن و ارزشمند بها دهند.رجوع کنید به اهنگ هدیه موسیقی که ترک سوم این البوم هست که دقیقا به این موضوع اشاره میکند.پس ذکر این نکته لازم و ضروری است که بررسی این البوم فارغ از نقدهایی که به همراه دارد بیشتر یک تفکر ماورایی را دنبال میکند.به این دلیل که در اینده ای که دیگر ما از این دنیا رفته ایم .فرزندان ما با شنیدن این البوم قدر هنر موسیقی و ابتذالی که دستگاه های نویس پراکنی به شدت در دنیا عرض اندام میکند و هیچ ارتباطی با علم موسیقی ندارد . قدر موسیقی را دانسته و با ان ارتباط برقرار کنند.پس در پس پنهان این البوم رازهایی شگفت انگیز وجود دارد که ایندگان بیشتر به درک ان واقف خواهند بود.

  3. احسان says:

    اصلا با نظرات شما موافق نیستم astonishing یه آلبوم کاملا بی نقص و کامل بود ایراد هایی که گرفتید اصلا قابل قبول نیست dream theater در آلبوم های قبلی به اندازه ی کافی خودش رو به اثبات رسونده و نیازی نداشته که توی astonishing هم اون رو دوباره تکرار کنه این البوم فضای متفاوتی داره و آلبوم طبق یه داستان خاص پیش میره و تاثیرات احساسی قوی روی شنونده میذاره و یجورایی و شنونده رو میخکوب میکنه، سادگی و در عین حال قوی و پرقدرت ظاهر شدن dream theater توی این آلبوم تفاوت و قوی شدنشون رو نسبت به آلبوم های قبلی نشون میده.

  4. omid says:

    واقعا من در حد این نیستم که بتونم گروه بی نظیری مثل دریم تیتر که سواد موسیقی بالایی دارن رو نقد کنم…پتروچی و میانگ که فارغ التحصیل از بهترین کالج موسیقی دنیا…منجینی که رییس کالج درام امریکا…جوردن رو هم که دیگه خودتون میدونین چه موجودیه…شاید بشه به بند هایی مثل متالیکا که سوادی ندارن توی موسیقی ایراد گرفت…ولی این بند واقعا معرکست

  5. ارسلان says:

    سلام.
    خسته نباشید.
    نقدت محترم ولی نوشته هات نشون میده علاقه ای به Dream Theater نداری.
    احتمالا که نه 100% نشستی فقط موزیکشو یه دور گوش دادی و برداشتتو نوشتی.
    یکی از منحصر به فرد ترین آلبومای سبک پراگرسیو رلیس شده و خوش شانس کسایی که موفق به گوش دادنش شدن. انتقاد از آثار دریم تیتر کار ساده ای نیست و لی شما به سادگی این کارو انجام دادین و هیچکدوم از جنبه های مثبت موفق و خارق العاده این سوپر آلبوم رو ندیدن.
    این آلبوم بیشتر حول داستانی میچرخه که الهام گرفته شده از داستان جنگ ستارگان و بازی تاج و تخت هستش، اصل آلبوم به روایت داستان شاه نافاریوس و ملکه آرابل مربوط میشه، شما نباید از همچین آلبوم و موضوعی انتظار یه صدای گیتار بیس پرقدرت و درام ست اگرسیو و قوی رو داشته باشد. درضمن این آلبوم ضبطش از ژانویه 2015 شروع شده و تقریبا یک سال بعد رلیز شده. در طول این مدت نوازنده ها کارشناسان مختلف صدا و موسیقی و تنظیم کننده های بزرگ در تهیه آلبوم دخیل بودن تا این اثر بیاد بیرون، اونوقت با یه متن چند خطی اعلام میکنید تلاش های کودکانه با ژستی بزرگسالانه؟؟؟!!!…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امتیاز دهی

برای ثبت رای باید ابتدا وارد شوید.